قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

دست نوشته های یک هیولای نویسنده آماتور + پروفایل رو بخون تا بفهمی چرا هیولا!

شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

لعنت

لعنت به این پاها ...

خسته شدم دیگه از ویلچر




دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

تسلیم نشو

آن دختر کوچولوی شیطون که از دیوار راست بالا میرفت و توی کوچه با پای برهنه بازی می‌کرد حالا قد کشیده و استخوان ترکانده، با حجاب شده و حیا دارد و خجالت می‌کشد، برای خودش خانمی شده ماشاالله.
گاهی اوقات اتفاقی می‌بینمش که در حیاطشان کتابی دست گرفته و بی خبر از دنیا قدم میزند و درس می‌خواند، عاشق قدم زدن‌هایش شده‌ام، با قدم زدن هم دلبری می‌کند دخترک دلبر.
خوشحالم از این که احتمالا هدفی برای خودش مشخص کرده و با درس خواندن سخت می‌کوشد که به هدفش برسد، این که امید دارد و تلاش می‌کند و تسلیم نمی‌شود من را خوشحال می‌کند.



:: برچسب‌ها: گلبهار, دبیرستان, درس, هدف


شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

من محمد، یک دلقک نیستم

من محمد هستم
کسی که دیگران (فک و فامیل) به عنوان یک انسان دارای شخصیت انسانی به او نمی‌نگرند.
در حد اینکه حرفها و پُست‌های فیسبوکی‌ام را برای خنده در محافلشان نَقل کنند و لابد پیش خودشان بگویند این فسقلی هم آدم شده و قاه قاه بخندند.

من، محمد، به عنوان یک انسان، برای خودم شخصیتی قائلم، و روزی این را به همه‌یتان اثبات میکنم که چیزی فراتر از یک دلقکِ نُقل محافلم.

1 فروردین 1394




شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

عید 94

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها ، هجری و شمسی ، همه بی خورشیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

گر بیایی همه ساعت ها و ثانیه ها
از همین روز ، همین لحظه ، همین دم عیدند




یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

استرس داشت

دیروز اتفاقی تو کوچه گلبهارو دیدم، گلبهاری که همیشه سرشو بالا میگرفت و با غرور راه میرفت سرشو انداخته بود پایین و با استرس حرکت میکرد!!

فک کنم حضورم اذیتش میکنه

 

پ.ن: کد تائید نظرات نمیاد، وقتی باز شد cntrl + F5 بزنید تا کد بیاد



:: برچسب‌ها: گلبهار


جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

میخوان برن

داداشش گفت قراره برن یه محله دیگه
مرسی روزگار، عیدیِ خوبی بود



:: برچسب‌ها: گلبهار, آینده


دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

قهر - روز سوم

داشتم از دانشگاه بر میگشتم، گلبهار هم داشت میرفت مدرسه
اخم کرده بود!!

چکار کنم؟ ادامه بدم یا کافیه؟

21:21 - عصری هم رفتم دیدمش



:: برچسب‌ها: گلبهار, قهر


یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

قهر - روز دوم

اصلا دل و دماغ ندارم، سر کلاس اصلا نفهمیدم استاد چی میگه

تا عصر اگه اتفاقی افتاد تو همین پست میگم

12:10 - رفت مدرسه، تو دلم انگار یه زن داره رخت میشوره

19:44 - امروزم گذشت، نه اون منو دید نه من اونو، دلم براش تنگه... اونم حسی داره؟



:: برچسب‌ها: گلبهار, قهر


شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

بین شاخه ها

پنجشنبه از مسیری برگشته بود که نتونم ببینمش، جلو خونشون دیدمش، پشت درخت بود، از بین شاخه ها چند لحظه نگام کرد.

گلبهار خیلی خوبی



:: برچسب‌ها: گلبهار, قهر


شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

قهر - روز اول

رفت مدرسه، بیرون نبودم، صدای ماشینشون رو که شنیدم دلم آشوب شد
عصر هم سر کلاسم وقتی برمیگرده



:: برچسب‌ها: گلبهار, قهر


جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

قهر؟

با اینکه نزدیکه عیده و تو تعطیلات دیگه نمی‌بینمش ولی باید یه مدت جلو چشمش نباشم، حس میکنم دیگه زیادی جلو چشمشم
خیلی سخته ولی فک کنم لازمه
از فردا تا هفتهٔ بعد الکی مثلا باهاش قهرم



:: برچسب‌ها: گلبهار, قهر


جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

قایم باشک

خودشو ازم قایم کرد...

قلبم شکست




پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

عمر چپ؟

من نوکر امام علی هم هستم، افتخارمه اسمم اسم پیامبر خاتمه
ولی دوست عزیز شما به خودت زحمت ندادی ببینی منظورم از هیولا چیه، حالا چون از نظر شما نباید علی چپ باشه باید بگیم عمرچپ؟ چرا به مقدسات برادران اهل سنت توهین کنیم؟

علی‌چپ یعنی کسی که خودش رو به اون راه زده و نمی‌خواد حق رو قبول کنه
حق = علی* ، پشت کردن = چپ

دهخدا هم میگه:

علی چپ . [ ع َ چ َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) از این نام مراد شخص معینی نیست و از آن تعبیری مثلی مراد دارند.
- خود را به کوچه ٔ علی چپ زدن ؛ در تداول عامه برای جلب نفعی یا احتراز از زیانی تجاهل کردن . نمودن که از موضوع بکلی بی خبر است .

*: قال رسول الله: علی مع الحق و حق مع العلی [ابن تيميه - منهاج السنة]



:: برچسب‌ها: هیولا, محمد, علی چپ, امام علی, عمر


چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

الکی مثلا من پست جدیدم (که بلاگفا گول بخوره بزارتم تو لیست)




چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

معلم تاریخ

خیلی به تاریخ علاقه دارم، تاریخ معاصر بیشتر، آقامحمد خان، توتون و تنباکو، مشروطه، ترکمانچای و گلستان، مظفرالدین، محمدعلی و کلنل لیاخوف، احمدشاه و رضا قلدر، پسر بی عرضه و خاک بر سر رضا، مدرس، کاشانی و مصدق، ملی شدن نفت، کودتا و حوادث و شخصیتهای بعد انقلاب...
اصلا چی شد انقلاب شد و از این چیزا

خیلی دلم میخواست معلم تاریخ بشم، ولی تقدیر روزگار جور دیگری رقم زد و رفتم سراغ رشته‌های مهندسی

رابطه‌ی برنامه‌نویسی و تاریخو پیدا کنین حالا

پ.ن: آخ آخ آخ کلنل لیاخوف کجایی که نیازت داریم



:: برچسب‌ها: تاریخ, کامپیوتر, علاقه


شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

علی‌چپ

هرچقدر هم خودم را به کوچه‌ی علی چپ بزنم ولی بالاخره خودم هم می‌دانم
می‌دانم که بالاخره تو می‌روی سر خانه و زندگی‌ات و من می‌مانم با کلی رویای بر باد رفته و بغض و این نشیمنگاه لعنتی و این وبلاگ کوفتی که دستم نمی‌رود پاکش کنم و کلی عکس یواشکی از تو که توی پوشه‌های تو در توی این غرازه پنهان شده و احتمال زیاد پاکشان می‌کنم چون دیگر عزیز کس دیگری شده‌ای
خدا خدا میکنم آنکه به آرزوی من می‌رسد آدم خوبی باشد و تو را به آرزوهایت برساند، به اندازه من که نمی‌تواند دوستت داشته باشد ولی دوستت داشته باشد

جرات ندارم زیاد از این کوچه‌ی علی‌چپ بیرون بیایم، ترسناک است

پ.ن: امروز 25 بهمن بود، کودکی که امروز تولد چهار سالگی‌اش را جشن گرفته می‌تواند حرف بزند




سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

راهی

دیشب خواب گلبهارو دیدم
"داشت راه میرفت که زمین خورد، کمکش کردم که بلند شه، گرد و خاکشو تکوندم، راهیش کردم بره....
رفت ...."

یعنی باید راهیش کنم بره؟



:: برچسب‌ها: گلبهار, خواب


شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

این روزا خوشبخت‌ترینم

اون یه لحظه نگاهش موقع سوار شدن ماشین
حس خوشبخت‌ترین و خوشحال‌ترین آدم دنیا رو بهم میده، دلم قرص میشه :)



:: برچسب‌ها: گلبهار, دبیرستان


دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

آینده اش

سال دیگه باید انتخاب رشته کنه، خدا کنه تصمیم درستی بگیره
دوس دارم راهنماییش کنم که راهشو درست انتخاب کنه ولی خب شرایطش جور نیست
خدا کنه مشاورشون درست مشاوره بده بهش

پ.ن: برای بعدا که شاید اینجا رو بخونی: هیچوقت تسلیم نشو، همیشه یه راهی واسه موفقیت هست



:: برچسب‌ها: گلبهار, آینده, دبیرستان


پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

من نه آنم...

من نه آنم؛كه ز فیض نگهت چشم بپوشم، نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی ؛ در اگرباز نگردد ، نروم باز به جایی؛ پشت دیوار نشینم ، چو گدا برسرراهی؛ كس به غیر از تو نخواهم ، چه بخواهی چه نخواهی ؛ بازكن در،كه جز این خانه مرانیست پناهی




شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

شرح حال این چند روز

وضعیت جوری شده که باباش میبردتش مدرسه و میاردش، دیگه مثل قبل از لای در نگاه نمیکنه، وقتی هم تو ماشین کنار باباشه زل میزنه به داشبورد و تکون نمیخوره، دو روز اول که با دوستاش بود خوشحال بود ولی الان نه، بی حوصله‌ست انگار.




چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

15امین زادروز

امروز پونزده سالت کامل شد، امسالم قسمت نشد بهت تبریک بگم، البته بهتره بگم ترسیدم بهت تبریک بگم، می‌ترسیدم حس کنی مزاحمم، یا شاید ایندفعه به پدرت میگفتی، نمی‌دونم، به هر حال نتونستم، انشاالله یه روز بتونم جبران کنم.

از صمیم قلبم خوشحالم که این روزا خوشحالی و حالت خوبه، ازت ممنونم که بد اخلاقی نمی‌کنی و لبخند رو لباته، ازت ممنونم که ظاهرا ازم متنفر نیستی، ازت ممنونم همینجوری بی دلیل.

تولد پونزده سالگیت مبارک باشه
بهترینا رو برات آرزو می‌کنم.



:: برچسب‌ها: گلبهار, تولد


سه شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

Lady in Red

قرمز....
خیلی بهت میاد....
یعنی هرچی بپوشی بهت میاد....
در اصل تویی که به لباسا میای :)

تو این شیش سال اولین باریه که از اومدن پاییز می‌ترسم، می‌ترسم پاییز بیاد و تو بداخلاق باشی، از نگاهم بدت بیاد، از من بدت بیاد

ولی بازم روزشماری می‌کنم پاییز بیاد، دلتنگ دیدارتم، چشم انتظار روز تولدت



:: برچسب‌ها: گلبهار, پاییز, انتظار


سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

نکنه

نکنه ازم متنفر بشی

نکنه حس کنی یه مزاحمم

نکنه بودنم باعث آزارت بشه

نکنه یه بدخواه دلتو ازم سیاه کنه

نکنه دوستات بشینن در گوشت از نقص و داغونیم بگن و تو رو ازم متنفر کنن

نکنه و نکنه و نکنه

«گلبهار

همه‌ی دنیامی

نکنه دنیا رو رو سرم آوار کنی»



:: برچسب‌ها: گلبهار, آشفتگی


جمعه دهم مرداد ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

نگاهش

اومد درو واسه برادرش باز کنه، چند لحظه نگاهم کرد
هرگز همچین کاری نکرده بود!!



:: برچسب‌ها: گلبهار


جمعه دهم مرداد ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

آسم + سینوزیت

اخیرا این آسم بدجور داره اذیتم می‌کنه، نفسم تنگ می‌شه و نمی‌تونم بخوابم، سینوزیت هم که دیگه ماشالا تکمیلش کرده




پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

عقب نشینی نمیکنم

6 سال تحمل نکردم که جا بزنم، هر جور شده دلش رو بدست میارم



:: برچسب‌ها: گلبهار, عشق


سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

بهت حق میدم

دارم میرم دعا کن بر نگردم

گلبهار جان، همین که آبروم رو نبردی ازت ممنونم.
بهت کاملا حق میدم، نه قیافه، نه هیکل، نه صدا، نه پول، نه کار، نه حتی یه دست لباس درست حسابی...
با چه رویی بهت ابراز علاقه کردم؟
بهت حق میدم.




سه شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

داد

خواهرم نامه رو داد

هنوز اتفاقی نیوفتاده

خیلی میترسم

بدنم داره میلرزه

خدا کنه کسی نفهمه



:: برچسب‌ها: نامه, گلبهار


یکشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۳
م : ن : مـ‌ح‌ـمد

ما به خرداد پر حادثه عادت داریم

فردا یعنی ۱۹ خرداد ۱۳۹۳ گلبهار می‌ره کارنامه‌ش رو بگیره.

قراره خواهرم رو بفرستم بره باهاش حرف بزنه.

بعدش آبروم تو دست گلبهار امانت می‌مونه، اگه به خانوادش بگه پدرش آبرومو تو در و همسایه میبره، داداشاش میشن دشمن خونیم، دیگه هیچوقت نمی‌تونم بهش برسم.

اما خب باید ریسک کرد، نمیشه که دست رو دست گذاشت تا همه چیز خود به خود درست شه، به هرحال ما به خرداد پر حادثه عادت داریم.

بیشتر از همهٔ مواقع به دعاتون احتیاج دارم، تنهام نزارین.



:: برچسب‌ها: گلبهار, نامه, آبرو